تبليغاتX
کاپوچینو - مسئولیت قلم

گرچه بودن در كنار وجدان بسيار سخت به نظر مي‏آيد اما من از حضور او بسيار خوشحالم چرا كه حس  مسوليت مرا دو چندان مي‏كند.

و حالا آگاهم كه چشمان يك ملت نظاره‏گر  نوشته‏هاي من است و از من مي‏خواهند كه سعادت آنها را در نظر داشته باشم.
من و اين مردم همگي در بستر زمان زندگي  و پس از مدتي به دست تاريخ سپرده مي‏شويم تا جاودانه شويم، پس در مقابل تاريخ و نسلهاي آينده نيز مسئول هستم و با توكل به خدا با دل و جان اين مسئوليت را مي‏پذيرم.
بعد از تمام اين ملاحظات سنگيني چيزي را بر شانه‏هايم احساس مي‏كنم و آن اداره انطباعات است.اسم اين اداره كه مي‏آيد سانسور و مميزي را به يادم مي‏آورد و تنم مي‏لرزد.
هر چيزي كه آزادي قلم و بيان را محدود كند آزاردهنده است.
چيزي كه در اين ميان به من اميد خلاصي از دست اين موجود وحشتناك را مي‏دهد، قانون اساسي و مجلس است كه بنيان آنها بر آزادي است و با سانسور و مميزي و محدوديت در بيان عقايد در تضاد است.
اميد بعدي من سردبير نشريه است تا شايد بتواند اين از خدا بي خبر را هلاك كند.
انسان بر روي سياره مقدس زمين زندگي مي‏كند! سياره‏اي كه بايد بر روي آن آزادانه زندگي كند، بيان كند و رفتار كند البته تا جايي كه مخل آسايش ديگران نباشد.
خداوند همانگونه كه انسان را آزاد افريده حدود اين آزادي را هم تعيين كرده و در اين بين نبايد كسي مانع آگاهي و ازادي مردم شود و سرچشمه‏هاي حقيقت را بر آنها ببندد.

پ.ن:
بازنویسی مقاله "مسئولیت قلم" نوشته علی اکبر دهخدا
البته به قلم بنده حقیر

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 19:17 توسط حسنا معصومي |