تبليغاتX
کاپوچینو
" آقای اسمیت به واشنگتن می رود" به کارگردانی " فرانک کاپرا " از نمونه های متقدم سینمای آمریکاست، اثری که نامزد ۱۱ جایزه ی اسکار شد.
" جیمز استوارت ایفاگر نقش آقای اسمیت به زیبایی شخصیتی را خلق می کند که تا انتهای فیلم با او پیش می روید.
یکی از جذاب ترین و شاید مهم ترین صحنه های فیلم،سکانس سخنرانی طولانی و بی وقفه ی اسمیت در سناست.سکانسی که قدرت نمایی مطبوعات و رسانه ها را به خوبی نشان می دهد و جنگ میان خیر و شر و مبارزه برای دستیابی به افکار عمومی را به نمایش می گذارد.تیلور تمام مطبوعات را خریداری می کند تا از انعکاس آنچه در مجلس اتفاق می افتد جلوگیری کند.
" گابریل تارد" در کتاب خود با عنوان " افکار عمومی و توده" رابطه میان پیدایش عموم و خبرنگاری را از یک سو و پیدایش افکار عمومی را از سوی دیگر به تحلیل می کشد. تارد بر قدرت بی انتهای مطبوعات که آن را ناشی از صنعت چاپ،راه آهن و تلگراف می داند و می گوید که افکار عمومی به خاطر مطبوعات
زنده اند. 
جمله ای که اسمیت در واپسین لحظات سخنرانی اش ( هنگام مشاهده ی نامه های مبنی بر مخالفت با او) در سنا می گوید نیز بیانگر همین نکته است : " آنها افکار عمومی را هم خریدند"
امپریالیسم رسانه ای،امپراطوری رسانه ها و سرمایه داری در لوای دموکراسی در این فیلم به وضوح خود را نشان می دهد.چیزی که در حال حاضر هم گریبانگیر جوامع غربی و به خصوص آمریکاست.
"تیلور" می تواند یادآور شخصیت " روپرت مرداک " باشد. او ۲۲ ساله بود که صاحب یک روزنامه در آدلاید شد.کارش را با خرید روزنامه های ورشکسته ی شهرهای کوچک استرالیا و راه اندازی مجدد آنها شروع کرد و امروز صاحب بسیاری از رسانه های دنیاست.مورداک برای خیلی ها نامی آشنا نیست اما نقش رسانه هایش در شکل گیری و انعکاس وقایع دنیای ما انکار نشدنی است.
" آقای اسمیت به واشنگتن می رود " داستانی است از رابطه ی رسانه،قدرت و سیاست.

پ.ن:
سیده حسنا معصومی، نشریه ی دانشجویی فیلم.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 15:1 توسط حسنا معصومي

نوام چامسکي در ميان فرهيختگان شناخته شده است و اين روزها نام او در رسانه هاي جهاني بر سر زبان هاست و تاثير گزاري سخنان او بر افکار عمومي مسلم است.مردم جهان چامسکي را بيشتر از خود آمريکاييان مي شناسند زيرا رسانه هاي جريان غالب آمريکا او را به عمد ناديده  مي گيرند.
او يک فعال سياسي و اجتماعي بنام است و همراه دوستان و طرفداران خود يک شبکه ي افقي در زير سطح فرهنگ غالب به وجود آورده است تا ميان مردم ارتباط به وجود آورد.اين حرکت از ديد وي مغاير سياست حاکميت آمريکاست که همواره  تلاش مي کند مردم به صورت اتمها و ذرات جدا از هم نگهدارد.
روزنامه ي گاردين ميزان نقل قول از سخنان چامسکي را برابر انجيل و شکسپير برآورد کرده است.
رسانه هاي آمريکايي تنها در صورتي سخنان او را منتشر مي کنند که از مخالفين و رقباي آمريکا انتقاد کرده باشد.
فرهنگ غالب آمريکا به چامسکي پيرايه هايي بي شماري مي بندد که از جمله ي "مبلغ فاشيسم بودن"، "لنينيسم بودن" ، "چپي بودن"، "آنارشيست بودن، "نازيست بودن"، "ضد سامي بودن"، "دروغگو" و "نق نقو" بودن مکرر ترين آنهاست.
در برابر اين سوال که او چرا تنها از آمريکا انتقاد مي کند مي گويد آمريکا کشور من است و مسايل آن مربوط به من است و من فکر مي کنم با انتقاد از سياستها و شيوه ي عمل هيئت حاکمه ي آن بتوانم نسبت به ايجاد تحول و اصلاحات در جامعه ي آمريکا سودمند واقع شوم.
او مفهوم درست آنارشيسم را مخالفت با قدت کاذب و نامشروع مي داند.او مي گويد صاحبان قدرت نامشروع نوعا معتقد به يک نظام بسيار سازمان يافته از بالا به پايين هستند و از جامعه اي که به روش مردم سالاري از پايين به بالا شکل گرفته باشد واهمه دارند.ساختار حکومتي که به شدت مورد انتقاد چامسکي است همان ساختاري است که " ممفورد" در "مدنيت و جامعه ي مدني در بستر تاريخ" توصيف مي کند. در اين ساختار کسي که صدر حکومت است نقش شبان را براي خود قايل است و مردم را گله ي گوسفند مي داند.
آنچه مايه ي شگفتي چامسکي است اين است که هيئت حاکمه ي آمريکا نيز به رغم ظاهر دموکراتيک آن، مردم را در عمل  از تصميم گيري دور مي کند.در اين صورت حکومت نوعي گله داري است.
و جالب توجه تر آن است که چامسکي با ذکر صدها مثال و نمونه نشان مي دهد که حاکميت آمريکا
همه ي مسايل حساس را بدون استثنا از ديد مردم پنهان مي کند و حقايق را وارونه جلوه مي دهد.

پ.ن:
۱-اين مطلب فقط به خاطر گل روي خانم علويان نوشته شده و اميدوارم مفيد واقع بشه.
۲-توصيه مي کنم اگر وقت کرديد حتما چند تا از کتابهاي چامسکي را بخوانيد.    

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:42 توسط حسنا معصومي

اکنون در عصری زندگی می کنیم که به حق آن را عصر اطلاعات نامیده اند و مخاطب امروز وسایل
ارتباط جمعی ، مخاطبی است سردرگم در میان انواع اخبار و آگاهی ها.کشور ما نیز دیر زمانیست  که در اثر این تحولات بزرگ به خیل استفاده کنندگان انبوه وسایل ارتباط جمعی پیوسته و متاسفانه در اثر استفاده ی روز افزون از این وسایل به سمت حس گرایی در حرکت است و هر روز از فرهنگ مکتوب فاصله می گیرد. در این میان نقش کتاب به عنوان رسانه ای اصیل و آگاهی بخش در اذهان عمومی نادیده گرفته شده.

دکتر پاکدهی از اساتید علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به فاصله گرفتن جامعه ما از فرهنگ مکتوب اشاره می کند و می گوید: " وضعیتی که هم اکنون با آن مواجه هستیم چندان خوشایند نیست زیرا فرهنگ مکتوب مبتنی بر استدلال و شناخت عمیق است.وضعیت موجود یعنی به حاشیه رفتن فرهنگ مکتوب و جایگزین شدن فرهنگ تصویری-شفاهی که مبتنی بر انگاره سازیست."
وی با توجه به نقش کتاب در بیدای افکار عمومی می افزاید: " اکثر برنامه های تلویزیونی و یا حتی جریان غالب در نشریات و روزنامه ها مبتنی بر تبلیغات و سرگرمی است اما کتاب مبتنی بر یک اندیشه ی عمیق است و می تواند تاثیر عمیقی در افکار عمومی داشته باشد. 

 دکتر محسنیان راد در کتاب ارتباط شناسی خود با اشاره به کم توجهی ایرانیان نسبت به کتاب
می نویسد :" بی توجه به متغیر سواد، شاید بتوان کم توجهی نسبی ایرانیان به پیامهای مکتوب ،چه در حد روزنامه،مجله،کتاب و چه گزارشهای اداری،نامه نگاری و ... ناشی از عواملی از جمله عامل عدم اقامت کافی در کهکشان گوتنبرگ دانست"

عدم حمایت مطلوب رسانه ها از کتاب
امروز،تبلیغات به عنوان جزء لاینفکی از برنامه های تلویزیونی و رادیویی در آمده است که منبع درآمد خوبی برای شرکتهای تجاری و رسانه ها محسوب می شود ولی چند درصد از این تبلیغات به محصولات فرهنگی به خصوص کتاب اختصاص دارد و تا منون چند برنامه در حمایت از این رسانه ی مکتوب تهیه شده است!
دکتر عباس زاده از اساتید ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به نقش تبلیغات در ترویج فرهنگ کتابخوانی  اشاره می کند و می گوید: رادیو و تلویزیون می توانند با توجه به مخاطبان انبوه خود نقش موثری در این زمینه داشته باشند که متاسفانه کم تر در این مورد اقدام می کنند و این در حالی است که هیچ یک از وسایل ارتباط جمعی نمی توانند جایگزین رسانه ای به نام کتاب شوند که یک اثر ماندگار و همیشه در دسترس است.

  سخن آخر
اگر جامعه ای بخواهد به معنای واقعی نیازمند کسی نباشد و استقلال خود را در تمام زمینه ها حفظ کند باید در زمینه های پژوهشی تحقیقی و به طور کلی به علم و عالم توجه کند و وای به حال جامعه ای که از این موضوع غفلت کند.

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 20:16 توسط حسنا معصومي |

کتاب قدرتهای جهان مطبوعات،نوشته ی مارتین واکر در سال ۱۹۸۲ در بریتانیا منتشر شد.
این کتاب به بررسی ۱۲ روزنامه ی برتر و معروف جهان می پردازد .سرمقاله های ذکر شده در هر روزنامه مربوط به ۲۰ موضوع است ،۱۷تای آن مربوط به بحرانهای بین المللی از سال ۱۹۴۵ به بعد و ۳عنوان دیگر که در مورد مطالبی به جز بحران است. 
فصل آخر آن که شاید جالب ترین بخش از کتاب برای ما باشد به بازتاب آخرین سالهای حکومت شاه
(۵۰-۵۷) در این ۱۲ روزنامه اختصاص دارد.
در بین این ۱۲ روزنامه جای روزنامه ی گاردین خالی است... چراکه نویسنده ی کتاب، روزنامه نگار گاردین است و برای پرهیز از جانبداری از پرداختن به این روزنامه خودداری کرده است.
به اعتقاد مارتین واکر عملکرد این ۱۲ روزنامه در زمینه ی انعکاس سالهای آخر حکومت شاه به هیچ وجه مناسب نبوده و تقریبا تمام این روزنامه ها پایه های حکومت شاه را نیرومند و بی منازع معرفی کرده اند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:36 توسط حسنا معصومي

همیشه به یاد داشته باشید که:
"آنجه می گویید نسبت به آنگونه که می گویید از اهمیت کمتری برخوردار است"
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 22:8 توسط حسنا معصومي |

همین الان یک نگاه به خاطراتتان بیندازید!

همین الان!
.
.
.

بعد از یک مرور کوتاه متوجه می شویم که اکثر خاطراتی را که به یاد می آوریم  و یا به عبارتی

دوست داریم که آنها را به خاطر داشته باشیم،خاطراتی است که با آنها  لحظاتی خوب را تجربه کرده ایم.

به هر حال خاطرات بخشی از گذشته ی ماست، بهتر است کمی هم به حال بپردازیم و بعد وارد آینده

شویم یعنی جذاب ترین و قشنگ ترین لحظاتی که در ذهن خود متصور می شویم.

هنگامی که با دوستان،آشنایان و یا حتی کسانی که برای ما بیگانه هستند صحبت می کنیم،در معرض

پیامهای گوناگون قرار می گیریم و به عنوان دریافت کننده ی پیام سعی می کنیم(البته فقط سعی

می کنیم) آن قسمت از پیام را که برای ما مطلوب است دریافت کنیم  و یا پیام را آنگونه که خودمان

دوست داریم دریافت کنیم و به خاطر بسپاریم! (به عبارتی مرگ مولف) و در حقیقت دست به توجه

گزینشی (selective attention)می زنیم که به دنبال آن درک گزینشی و یادآوری گزینشی نیز

می آید .درست مثل زمانی که کنترل تلویزیون را در دست گرفته ایم و سعی می کنیم از بین برنامه های

متنوع و گوناگون ۶ کانال ،برنامه ی مورد علاقه ی مان را انتخاب کنیم!!!!!!!! ( :

در حقیقت هر چه قدر نزدیکی(proximity )بین افراد بیشتر باشد در تعاملات و برخوردهای خود بیشتر

دست به توجه گزينشي مي زنند!

توجه گزینشی اگر با ساده انگاری و سطحی نگری هم تراز نشود و به دنبال آن جنبه های مثبت شخصیت

دیگران در نظر ما پررنگ تر شود امری مطلوب است.

زیرا ما برخی مواقع نواقص دیگران را نادیده می گیریم و با ساده انگاری خودمان متضرر می شویم.

توجه گزینشی در مورد آینده نیز صدق می کند.

به گونه ای که هر وقت در مورد آینده فکر می کنیم، غرق در رویا و عوالم شیرینی می شویم که گاهی

بیرون آمدن از آن برایمان دشوار است!

و بیشتر مواقع بهترین ها در مورد آینده به ذهنمان خطور می کند.

ولی بدانید که اگر زمانی به این بهترین ها دست پیدا نکردید باز هم آینده ای هست که برای آن تلاش کنید

 و بهترین ها را بسازید.

پس نگران نشوید و همیشه به بهترین ها فکر کنید...

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 20:15 توسط حسنا معصومي |

 

تروریست واژه ای است که این روزها بیشتر از همیشه می شنویم!
حملات تروریستی! اهداف تروریستی! گروه های تروریستی در عراق،لبنان،افغانستان و...
دو واژه تروریسم و تروریست مثالهایی بسیار ملموس هستند از اسم گذاری یا بر چسب زدن(یکی از
فنون تبلیغات) که بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار می گیرند.
طبق یک گفته ی قدیمی "تروریست از نظر یک نفر ،مبارز آزادی برای نفر دیگر است."
معنی شناسان یادآوری می کنند  آنچه را که ما با آن شخصی را می خوانیم بستگی به مقاصد،
فرافکنی ها و ارزیابی های ما دارد،اما هنگامی که عنوان را عوض می کنیم،شخص تغییر نمی کند!
این تنها عنوان است که عوض می شود!
اینکه شخصی "سرباز مخفی" یا مبارز آزادی خوانده شود یا تروریست به دیدگاه یا گروه مورد حمایت
شخصی که عنوان را نسبت می دهد بستگی دارد.اغلب فعالیتهای مبارز آزادی و فعالیتهای تروریست
مانند هم است و تنها عنوان تغییر می کند.یک مبارز آزادی در نظر یک شخص ممکن است در نظر دیگری
یک تروریست باشد!
هیچنز(hitchense ) به نقل از يكي از كتابهاي منتشر شده ي شركت رند (rand corporation) مي گويد:
منظور از ترويسم  چيست ؟متاسفانه اين كلمه تعريف دقيق يا تعريفي با پذيرش عام ندارد.مشكل تعريف
با اين واقعيت مضاعف شده است كه تروريسم كلمه ي رايجي شده است كه در مورد اقسام خشونت به
كار مي رود.

 هیچنز اضافه مي كند:
چگونه كلمه اي بدون معني و بدون تعريف ... نقل محافل سياسي و رسانه اي شده است؟چگونه توانسته
به صورت درسي در دانشكده ها محرك مال و منال در متخصصان و موضوعي ويژه در مطبوعات تلويزيون 
و فيلمهاي سينمايي در أيد؟
اين كلمه بر واقعيت سرپوش مي گذارد زبان را تهي مي كند و ابتذالي از بحث جنگ و انقلاب و سياست
به دست مي دهد. اين كلمه ابزار كاملي براي كم ارزش كردن افكار عمومي و تهديد و تخفيف نارضايتي
است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 13:50 توسط حسنا معصومي |

منبع: جدید نیوز
-مهارت در ذکر منابع یکی از راه های دقیق بودن است
-خبرنگاری خوب یعنی ارتباطات خوب
-به دنبال نقل قولهای طلایی باشید
-تکنیکهای دقیق بودن را یاد بگیرید
-منصف باشید
-غرض ورزی نکنید
-به استقبال از خطر بروید
-زاویه خطر را تعیین کنید
-ساده و شفاف بنویسید
-جملات کوتاه بنویسید
-به دنبال رنگ باشید
-مثل یک فرشباف اجزای خبر را ببافید
-دنبال جزئیات باشید
-خبرتان را ادیت کنید
-حواستان جمع باشد
-خلاق باشید
-راحت باشید

( شما چه طور! توصیه ای ندارید؟ )

 
 
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 12:22 توسط حسنا معصومي |

Dr.tavakoliمنبع: رو در رو

رسانه هاي جايگزين (alternative media) رسانه هايي هستند كه خارج از چارچوب رسانه هاي غالب در يك جامعه پديد مي آيند. اين رسانه ها مي توانند شامل راديو،‌ تلويزيون،‌ روزنامه،‌مجله،‌ شب نامه،‌ آدمك هاي/عروسك هاي تظاهراتي،‌ ديوار نوشته ها،‌ نقال ها، ‌تعذيه خواني و ... باشند.
طرفداران رسانه هاي جايگزين معتقدند رسانه هاي حاكم بر جامعه (mainstream media) اغلب داراي تمايلات به سوي قدرتند و اين طرفداري از قدرت حاكم به دليل نفوذ دولت يا صاحبان قدرت است. به همين دليل ادوارد هرمن و نوام چامسكي مدلي انتزاعي براي فرآيند جانبداري رسانه هاي حاكم بر جامعه بخصوص در آمريكا مطرح كردند. آنها اين مدل را مدل تبليغاتي (propaganda) ناميدند. همچنين لويي آلثوسر نيز مطالب بسياري در مورد مشكلات مطبوعات غالب در جامعه و پيدايش رسانه هاي جايگزين چاپ كرده است.
ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه نوعي گفتمان "دورويانه " بر آن حاكم است. در شرايطي كه ايالت متحده طالبان را جهت سرنگوني رهبران افغانستان-كه تحت حمايت شوروي سابق بودند- مسلح مي كند و پس از رسيدن به هدفش آنها را به عنوان گروه تروريستي و خشونت پراكن معرفي مي كند،‌ چگونه مي توان متفاوت از آن چيزي كه هست،‌ بود؟
در دنيايي كه توسط هزاران هزار ماهواره، مخابراتي محصور شده است،‌ هيچ ديواري براي حفاظت از فرهنگ غالب در يك جامعه در مقابل فرهنگي كه فرايند جهاني شدن را با خود به همراه خواهد آورد،‌ وجود ندارد. شايد بتوان اما رسانه هاي جايگزين را به عنوان تنها شانس خود در مقابل تاثيرات منفي جهاني شدن گسترش داد. در دنياي كنوني ما محتاج تبادل يا به عبارتي گفتگوي ميان فرهنگها هستيم زيرا تاريخ به ما آموخته است كه فرهنگها ممكن است تحت تاثير فرهنگهاي ديگر ازبين بروند.
آ

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 20:30 توسط حسنا معصومي |

 

ژولیوس سزار دو هزار و اندی سال پیش اکتا سناتوس(Acta Senatus)،اکتا پابلیکا(Acta Pablica) 

و اکتا دیورنا(Acta Durna) را منتشر می کرد و اینها

در واقع اولین روزنامه های خبری-و صد البته دستنویس-بودند و تمام خبرهای آنها مربوط به عملکرد روزانه

دولت روم بود.معنی واژه "دیورنال" چیزی نبود جز روزانه که به تدریج تبدیل شد به "ژورنالیسم" که ما به

آن روزنامه نگاری می گوییم.

ژولیوس سزار دیگر در این جهان نیست،اما هنوز خوانندگان،شنوندگان و بینندگانی هستند که

می خواهند در جهان چه می گذرد؟تامین خواسته آنها شغل ماست.

ما بخشی از این خواسته ها را با خبرها تامین می کنیم، نه! بهتر است بگوییم :

" روزنامه نگاری یک شغل نیست،یک نداست که در پاسخ به ندای دیگران شکل می گیرد و این ندا باید

ندایی خوش باشد "

من حتی می خواهم بگویم که یک روزنامه نگار در این مسیر باید آنچنان به تکنیک مسلح باشد که بتواند

یک رویداد را با چند صدا،شکل و قیافه به مخاطبان خود عرضه کند.اما آیا همه قصه خبرها همان سبک

هرم وارونه و تاریخی به همراه "لید" و ...است؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 22:26 توسط حسنا معصومي |

titr"

"گفتگوی کوتاه و شیرین من و بیتا"

کافه تیتر کافه ای است برای روزنامه نگاران،بگذریم از اینکه از افتتاح کافه حدود یک سال می گذرد و در 

طول این مدت کافه تیتر پذیرای اهالی فرهنگ از شاعران و نویسندگان گرفته تا کارگردانها و موزیسینها نیز

بوده است. 

بهنام و بیتا زوج روزنامه نگاری هستند که به دلیل مشکلات حرفه روزنامه نگاری چه از لحاظ مالی و چه

از لحاظ معنوی،کافه ای زده اند تا شاید خستگی های دوران روزنامه نگاری را از تن به در کنند.

به سراغ بیتا صالحی بختیاری رفتم تا خودش همه چیز را درباره ی کافه تیتر برایم بگوید.

بیتا  در رشته علوم سیاسی  تحصیل کرده و دوره کلاسهای  مرکز مطالعات رسانه را هم گذرانده است.

او و همسرش بهنام در روزنامه ها و خبرگزاریهای متعددی کار کرده اند ولی به دلیل مشکلات این

حرفه تصمیم گرفتند کافه ای بزنند تا هم با اهالی مطبوعات در ارتباط باشند و هم کافه را به پاتوقی

برای روشنفکران به خصوص روزنامه نگاران تبدیل کنند.با اینکه حدود یازده ماه از افتتاح کافه می گذرد

ولی استقبال روزنامه نگاران از کافه در حد انتظار نبوده است.

بیتا در این مورد می گوید : در حال حاضر بیشتر روزنامه نگاران عرق صنفی ندارند،زیرا از زمان افتتاح

کافه بسیاری از بزرگان مطبوعات به اینجا آمدند و از کافه استقبال کردند.دکتر قندی برای ما تلویزون

آوردند،دکتر شکرخواه تولدشان را اینجا گرفتند.کارگاههای رو.زنامه نگاری هم برگزار کردیم ولی

متاسفانه  استقبال روزنامه نگاران در حد انتظار نبود و در کل استقبال بچه های تئاتر و موسیقی از کافه

بیشتر از روزنامه نگاران بوده و شاید به این دلیل باشد که روحیه شاعران یا نویسندگان بیشتر با

کافه نشینی سازگار است ولی ما دوست داریم که فضای غالب کافه فضای روزنامه نگاری باشد.

می پرسم وقتی به کلمه تیتر که روی شیشه نگاه می کنی یاد چه چیزی می افتی؟

کمی فکر می کند و می گوید:یاد روزهایی می افتم که در روزنامه بودم و تمام  خاطرات تلخ و شیرین

آن دوران برای یک لحظه از مقابلم می گذرد.

 برای لحظه ای نگاهم به عکسی که روی دیوار است می افتد،عکس یا بهتر بگویم خاطره ای از پانزده

اسفند  ۸۴ که کافه تیتر کار خود را آغاز کرد،از بیتا می پرسم برای سالگرد افتتاح کافه برنامه ای ندارید؟!

چرا.برای سالگرد کافه در حال تلاش هستیم تا در خانه هنرمندان برنامه ای به همین مناسبت برگزار کنیم

و در کنار آن مسابقه بهترین تیتر سال را هم خواهیم داشت.

امیدوارم شب سالگرد افتتاح کافه روزنامه نگاران زیادی را ببینیم.

پیشنهاد می کنم اگر تا حالا به کافه تیتر نرفتید، حتما یه سری به اونجا بزنید، چون یک فنجان ژورنال کافی

اونهم با طعم داغ ترین روزنامه های صبح تهران خیلی می چسبه.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 19:34 توسط حسنا معصومي |

c 

امروز برای شرکت در چهارمین نشست مرکز آموزش  همشهری به باشگاه وبلاگ نویسان همشهری

رفتم!

استاد عزیزمون، دکتر نمکدوست رو بعد از مدتها دیدم!

واقعا از دیدن استاد خوشحال شدم و جای خالیش رو به خصوص در کلاس روزنامه نگاری عملی (۱)

که این ترم با دکتر فرقانی ارائه می شود احساس کردم!

روز خوب و پر باری بود.

با مفاهیمی آشنا شدم که حداقل برای من جالب و جدید بود!

به خصوص صحبتهای علی شمیرانی (روزنامه نگاری شهروند و تاثیر آن بر رسانه ها)، مصطفی قوانلو

قاجار(روزنامه نگاری شهروند یک نمونه) و دکتر شکر خواه(اثرات روزنامه نگاری شهروندی بر روزنامه

نگاری حرفه ای) که بسیار مفید بود.

اگر فرصت کنم حتما مطالبی که در این نشست گفته شد رو پست می کنم تا شما هم استفاده کنید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 19:12 توسط حسنا معصومي |

 

وقتی اولین روزنامه ما به نام کاغذ اخبار در سال ۱۸۳۷ میلادی(۱۲۱۶ شمسی) منتشر شد ،۲۱۵ سال از

انتشار اولین روزنامه در لندن(weekly news)گذشته بود.

در همان روزهایی که روزنامه وقایع اتفاقیه (سومین روزنامه ایرانی) به فاصله ۱۴سال بعد با تیراژ

۱۱۰۰ نسخه منتشر می شد تیراژ روزنامه لاپرس(la press )در پاریس ۷۸۰۰ نسخه بود و همزمان با آن

شش روزنامه معتبر و پر فروش دیگر  روی میز روزنامه فروشهای پاریس بود!!

همان سال خبرگزاری رویتر در انگلیس افتتاح شد و از سه سال قبل خبرگزاری آسوشیتدپرس مشغول

مخابره خبر بود!! در همان زمان روزنامه دیلی تلگراف در لندن ۱۴۱ هزار نسخه تیراژ داشت، تیراژی حتی

بیشتر از پر تیراژترین روزنامه های امروز ایران.

اما حقیقت این است که ما نتوانستیم در کهکشان گوتنبرگ اقامتی معقول داشته باشیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 20:26 توسط حسنا معصومي |