امشب هیچ جایی نخواهم بود!
یک جعبه مداد رنگی خریده ام
تا تمامی شب را
بر کاغذی سفید
با کودکی خود سر کنم...
پ.ن:
چرا بعضی ها به جای کودک درون پیرمرد درون دارند!
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:57 توسط حسنا معصومي
|
ترانه های انسانها
زیباتر از خود آنهاست!
امیدوارتر و غمناکتر
و با عمری درازتر...
بیش از خود انسانها
ترانه هایشان را دوست می دارم!
بی انسانها زیسته ام
بی ترانه هرگز!
"ناظم حکمت"
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:31 توسط حسنا معصومي
|
بي بهانه گريه كن...
عاشق شدن را كه بهانه اي نيست!
عاشق شدن را كه دلهره اي نيست!
عاشق شدن را كه غمي نيست!
فرصتي براي شكستن
باورم نمانده...
فرصتي براي ماندن ندارم...
حتي فرصت نمي كنم پازل هزار تكه اي را كه كادو گرفته ام درست كنم!
اي كاش پازل روزگارم تنها هزار تكه مي داشت...
آن وقت شايد فرصتي براي درست كردنش پيدا مي كردم...
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 21:7 توسط حسنا معصومي
|