تبليغاتX
کاپوچینو
 

ما آنچنان از طرد شدن می ترسیم که ارزشمند ترین موهبتهای خود را می فروشیم تا مقبول واقع شویم.
سایه های ما چنان خوب پنهان شده اند که بیشتر اوقات چهره ای را به جهان نشان می دهیم که درست
نقطه ی مقابل درون ماست!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 16:39 توسط حسنا معصومي |

همیشه به یاد داشته باشید که:
"آنجه می گویید نسبت به آنگونه که می گویید از اهمیت کمتری برخوردار است"
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 22:8 توسط حسنا معصومي |

 

در عصری که هر لحظه از آن با خفه کردن رویاهایت می گذرد!
درعصری که هر روز از آن پر از تشویش و نگرانی است!
در عصری که ماوایی برای تسکین دردهایت نمی یابی!
در عصری که خاطراتت را در گنجه ی دیروز می گزاری و کلید آن را زیر گلدان شمعدانی فردا پنهان
می کنی...
شعر کلید نجات از ثانیه هاست!

شعر خود را به هیچ مرزی محدود نمی کند. شعر هم مانند موسیقی به فراسوی مرزها تعلق دارد...
" نزار قبانی"،"مارگوت بیکل"، "ناظم حکمت"، "فدریکو گارسیا لورکا٬" "پل الوار"، " شیر کو بی کس" و ...
انسانهایی هستند که به فراسوی مرزها تعلق دارند چرا که آنها شاعرند و کودک...

ای کاش من هم شاعر بودم!

"دلم می خواست تو با من بودی
در عصری که با عشق بیگانه است... "

(نزار قبانی)

" موطن آدمی در قلب کسانی است که
دوستشان می داری..."

(مارگوت بیکل)

" دوستت دارم چون نان و نمک"
(ناظم حکمت)

"من حریص عطر لبخندم
حریص آوازهای نو! "
(فدریکو گارسیا لورکا)

" عشق تنها انگیزه ی زندگی است"
(پل الوار)

" شب به خیر
پرنده ی تاریکی!
برای تنهایی ام چه ارمغان آورده ای..."

(شیرکو بی کس)

  

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:3 توسط حسنا معصومي |

همین الان یک نگاه به خاطراتتان بیندازید!

همین الان!
.
.
.

بعد از یک مرور کوتاه متوجه می شویم که اکثر خاطراتی را که به یاد می آوریم  و یا به عبارتی

دوست داریم که آنها را به خاطر داشته باشیم،خاطراتی است که با آنها  لحظاتی خوب را تجربه کرده ایم.

به هر حال خاطرات بخشی از گذشته ی ماست، بهتر است کمی هم به حال بپردازیم و بعد وارد آینده

شویم یعنی جذاب ترین و قشنگ ترین لحظاتی که در ذهن خود متصور می شویم.

هنگامی که با دوستان،آشنایان و یا حتی کسانی که برای ما بیگانه هستند صحبت می کنیم،در معرض

پیامهای گوناگون قرار می گیریم و به عنوان دریافت کننده ی پیام سعی می کنیم(البته فقط سعی

می کنیم) آن قسمت از پیام را که برای ما مطلوب است دریافت کنیم  و یا پیام را آنگونه که خودمان

دوست داریم دریافت کنیم و به خاطر بسپاریم! (به عبارتی مرگ مولف) و در حقیقت دست به توجه

گزینشی (selective attention)می زنیم که به دنبال آن درک گزینشی و یادآوری گزینشی نیز

می آید .درست مثل زمانی که کنترل تلویزیون را در دست گرفته ایم و سعی می کنیم از بین برنامه های

متنوع و گوناگون ۶ کانال ،برنامه ی مورد علاقه ی مان را انتخاب کنیم!!!!!!!! ( :

در حقیقت هر چه قدر نزدیکی(proximity )بین افراد بیشتر باشد در تعاملات و برخوردهای خود بیشتر

دست به توجه گزينشي مي زنند!

توجه گزینشی اگر با ساده انگاری و سطحی نگری هم تراز نشود و به دنبال آن جنبه های مثبت شخصیت

دیگران در نظر ما پررنگ تر شود امری مطلوب است.

زیرا ما برخی مواقع نواقص دیگران را نادیده می گیریم و با ساده انگاری خودمان متضرر می شویم.

توجه گزینشی در مورد آینده نیز صدق می کند.

به گونه ای که هر وقت در مورد آینده فکر می کنیم، غرق در رویا و عوالم شیرینی می شویم که گاهی

بیرون آمدن از آن برایمان دشوار است!

و بیشتر مواقع بهترین ها در مورد آینده به ذهنمان خطور می کند.

ولی بدانید که اگر زمانی به این بهترین ها دست پیدا نکردید باز هم آینده ای هست که برای آن تلاش کنید

 و بهترین ها را بسازید.

پس نگران نشوید و همیشه به بهترین ها فکر کنید...

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 20:15 توسط حسنا معصومي |

 

۱!

۲!

۳! امتحان می کنم!

سلام.................................

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 11:56 توسط حسنا معصومي |